smsجدید عاشقانه - اس ام اس باحال و sms توپ دانلود رایگان نرم افزار و بازی و آنتی ویروس 2012 و ترفند کامپیوتر و موبایل

اس ام اس باحال و sms توپ دانلود رایگان نرم افزار و بازی و آنتی ویروس 2012 و ترفند کامپیوتر و موبایل

به هر حیله در دل دوست رهی باید کرد

smsجدید عاشقانه
نویسنده : شعبانی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸
 

با هم اینجوری نبودیم اصلاً قرار نبود اینجوری باشیم قصه ما قصه عشق وعاشقی نبود اما... چقدر زیبا گفته اند :عشق یک حادثه است

............

هر وقت کسی تونست اسمتو با یخ روی خورشید بنویسه بدون بیشتر از من دوستت داره

................

میدونی "نبات"کیلویی چنده ؟ نمیدونی ؟ "نقل " چی ؟ اونم نمی دونی ؟اشکال نداره ،از قدیم گفتن :خر چه داند قیمت نقل و نبات

...............

دیوانگی"ادامه دادن همان رفتار همیشگی و انتظار داشتن نتیجه ای متفاوت است

....................

 ترکه مشروب میخوره شنگول می شه گرگ میاد می خوردش

..........................

به ترکه میگن دو دو تا ؟ میگه چهارتا . همه کف میکنن میگن ایول چه جوری حساب کردی ؟ میگه با هم جمع کردم

..........................

به ترکه میگن یه اگهی تبلیغاتی در مورد خمیر دندون پونه بگو ترکه میگه: خمیر دندونه پونه چشم و نمیسوزونه

............................

 ترکه میره وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه

.........................

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی

.......................

ما به خوشبختی زود عادت می کنیم ، و چون زود عادت می کنیم ، زود هم فراموش می کنیم که خوشبختیم

................

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عاشق تر است

........................

 اگر عاشق لحنم شوی تا عاشق کلامت شوم، باش تا باشم می خواهمت، خواهم خواست، می دانم نمی دانی که دوستت دارم

...............

آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم .حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم

.....................

خدایا آبروی من را به توانگری نگه دار و شخصیت من را با تنگدستی از بین مبر تا مبادا از روزی خواران تو روزی بخواهم و از آفریده های بد کردار طلب مهربانی کنم

.................................

ای مرا با شعور شعر آمیخته این همه آتش به شعرم ریخته چون تب عشقم چنین افروختی لا جرم شعرم به آتش سوختی

............................